كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
656
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ يَسْئَلُونَكَ و مىپرسند ترا مشركان مكّه بامتحان يهود عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ از ذى القرنين كه پادشاه شرق و غرب بود و بدين جهت ذو القرنين گفتندى كه به كرانه مشرق و مغرب طواف كرد يا در زمان او دو قرن از مردم درگذشتند يا تاج او دو شاخ داشته يا بدست و ركاب حرب مىنموده يا كريم الطرفين بوده يا ميان علم ظاهر و باطن جمع كرده يا دو ضفيره داشته يعنى دو گيسوى بافته از دو جانب سر و اشهر آنست كه اين اسكندر رومى است و در نبوّت او اختلاف كردهاند قُلْ بگو اى محمد سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ زود باشد كه بخوانيم بر شما مِنْهُ ذِكْراً ازو خبرى و بيانى إِنَّا مَكَّنَّا به درستى كه ما ممكن گردانيديم يعنى دست داديم لَهُ مر او را به استيلا فِي الْأَرْضِ در زمين وَ آتَيْناهُ و عطا كرديم او را مِنْ كُلِّ شَيْءٍ از هر چيزى كه خلق بر ان محتاج بودند يا از آنچه سلاطين را به كار آيد در تسخير شهرها و محاربه به اعداى يا داديم او را از هر چيزى كه مىخواست سَبَباً دستآويزى كه بدان سبب او را آن چيز ميسّر شود آوردهاند كه حق تعالى نور و ظلمت را مسخر او گردانيد و در زاد المسير گويد كه سحاب را بفرمان او كرد تا برو سوار شده هرجا كه مىخواست مىرفت و روز كه از روم بيرون آمده مصر را مسخر ساخت و با زنگيان حرب كرده و بر ايشان غالب شده عزم مغرب كرد - فَأَتْبَعَ سَبَباً پس از پى در رفت سببى را كه به مغرب توان رفت و به آن سبب توسل جسته مىرفت حَتَّى إِذا بَلَغَ تا چون رسيد مَغْرِبَ الشَّمْسِ بجاى فرو رفتن آفتاب يعنى نهايت عمارت در جانب مغرب وَجَدَها تَغْرُبُ يافت آن را يعنى آفتاب را كه براى العين فرومىرود فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ در چشمه آب گرم و حفص رح حمية مىخواند يعنى چشمه آب مكدر و لاىآميز وَ وَجَدَ عِنْدَها و يافت نزديك آن چشمه بر ساحل درياى محيط غربى قَوْماً گروهى را كه ناسك گويند و ايشان قومى بودند بتپرست و سبز چشم سرخ موى تناور يعنى فربه با هيبت لباس ايشان پوست حيوانات و طعام ايشان گوشت وحوش و جانوران آبى قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ گفتيم ما كه اى ذو القرنين اين ندا اگر او نبى بوده باشد بوحى است و اگر نبى نبوده بالهام يا بر لسان زمان پيغمبر او و بر هر تقدير حق تعالى فرمود كه إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ يا آنست كه عذاب مىكنى اين قوم را يعنى مىكشى اگر ايمان نيارند وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ و يا آنكه فرامىگيرى فِيهِمْ در باب ايشان حُسْناً نيكوئى را اگر بگروند قالَ گفت ذو القرنين أَمَّا مَنْ ظَلَمَ اما كسى كه ستم كند يعنى بر كفر خود مصر باشد فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ پس زود باشد كه عذاب كنيم يعنى من و هر كه با من است بكشيم او را و اين عذاب دنيا است ثُمَّ يُرَدُّ پس بازگشته شود إِلى رَبِّهِ بسوى جزاى پروردگار خود در قيامت فَيُعَذِّبُهُ پس عذاب كند خداى او را عَذاباً نُكْراً عذابى سخت و منكر كه مثل آن معهود نباشد